امروز : دوشنبه   01. خرداد 1391   29. جمادي‌الثاني 1433   21. می 2012
 
 
پست الكترونيكي ارسال به دوستان
چاپ نسخه چاپی
کد خبر: 166  تاریخ انتشار:چهارشنبه ، 18 اسفند 1389 ، 21:31  تعداد بازدید: 520مرتبه

امروز مسئله ایران نیست دنیا، اسلام و ... در خطرند

haj4جريان حسن بصري را يكبار ديگر براتون گفتم كه بعد از جنگ صفين حضرت علي رسيد بهش گفت كه حسن خان تو كجا بودي تو جنگ جمل بودي نيامدي، صفين بود نيامدي گفت من هر وقت مي خواستم حركت كنم بيام يه ندايي به گوشم مي رسيد كه حسن اوني كه مي كشد و اوني كه كشته مي شه هر دو مي رن جهنم. ندايي اومد كه تو نرو جنگ
حضرت علي(ع) در جوابش گفت اون شيطون بوده اون برادرت شيطون بوده
در اين دنيا يه حقيه يه باطلي يا آدم بايد مرد باشه، غيرت داشته باشه، جرأت داشته باشه طرف حق رو بگيره بره مرد و مردونه بجنگه يا اينكه نه مرد باشه و راست بره طرف صدام. اين نمي شه اين كار زنهاست البته زنها خيلي عرضه شون بيشتر از مردهاست زنهاي زرندي پيغام دادن به شما كه اگر شما غيرت ندارين ما بلند مي شيم ميايم مي جنگيم هيچي مون هم كمتر از مردها نيست.
نمونه اش را تو لبنان ديديد يه دختر 16 ساله اي 200 كيلوگرم مواد منفجره گذاشت تو ماشين زد تو قلب ستون اسرائيل و تعدادی رو از بين برد
ولي مردهايي هستند بدتر از زنها و اميرالمومنين مي گه حسن تو دنيا يه حقيه، يه باطلي تو بايد يا مي رفتي طرف معاويه با من مي جنگيدي اگر مي ديدي او حقه
يا ميومدي طرف من با معاويه مي جنگيدي اين نامرديه كه تو ول كني بيايي بري گوشه خونه بشيني بعدش هم توجيه كني كه يه نفر ندا مي داده
نفس خود انسان است همون برادري كه مياد زير گوشت ميخونه مي گه كه اگر برادرت نمي رفت كشته نمي شد همون شيطونه همون پدري كه خبر نداره كه اسلام چي گفته فقط پيشونيها پينه بسته توي مسجد هي سرش رو زده زمين راست شده خبر نداره چه خبر تو جنگ تو اسلام چه خبر تو قرآن چي گفته سيصد آيه تو قرآن درباره جهاد گفته ما همه آيه جهاد رو ول كرديم نمازش را چسبيديم اگر نمازمون درست بود جهادمون هم درست بود هر چي كه ضرر داشته باشه حالا مي خواد اسلام گفته باشه مي خواد نگفته باشه ما كار او نداريم فقط اون خبري كه به نفعمون باشه.
امام تو سخنراني عيدشون همه مون هم گوش داديم مي گه ما شيعه حضرت علي(ع) هستيم و الان كشور شيعه در معرض خطر است. اسلام در معرض خطر است ما باز كنار بشينيم و بگوييم ما چكار به اين كارها داريم.
برادرها مسئله جنگ و كشور ما مطرح نيست الان دنيا تو ليبي چكار داشت آمريكا بيايد مانور كنه مي خواد تهديد كنه چكار داره ناوشو برمي داره مي آره،
عزت همين جنگ ما را در رفتن آقاي خامنه اي به پاکستان را نگاه کنید اگر درك داشتيد درك مي كرديد خودمون را مي گم شما نگاه كنيد شاه آن زمان رفت خارج مي خواست بره كارتر ازش بدش آمده بود قبولش نمي كرد آن زنش را آن بي شرف فرستاد رفت 5 روز آنجا التماس كرد تا به شاه گفت خيلي خوب حالا بيا. وقتي هم كه رفت جوابش را كه نمي دادم گداي كتك خورده اي رفت اونجا نشست برگشت اومد.
شما رفتن آقاي خامنه اي به پاكستان را ديديد اصلا خدا چي قرار داده براي ما، ما قدرش را نمي دانيم تو ناز و نعمتيم. مردم پاكستان ديديد كه جوري برخورد كردند با آقاي خامنه اي كه ضياءالحق خجالت مي كشيد همراه آقاي خامنه اي بيايد مردم پاكستان دست مي كشيدند روي ماشين روي آهنها، دست مي كشيدند روي سر و صورتشان دست مي كشيدند به صورت بچه، تبرك مي كردند عظمت جنگ ما همين براي ما بسه بذاريد ما تكه پاره بشيم توي اين بيابونها بميريم ولي اسلام اينقدر عظمت داشته باشه كه رئيس جمهورش بره تو پاكستان مردم ديگه يادشون بره خودشون رئيس جمهوري داشتند اصلا محل هيچي بهش نگذارند و بچسبند به ماشين رئيس جمهور ما و ببوسند، دست بكشند روش تبرك كنند صورت بچه هاشون و خودشونو اين ارزش داره و همين براي ما بسه و امروز مسئله ايران برادرا تنها نيست، لبنان مسئله هست، ليبي مسئله هست، سوريه مسئله هست، دنيا و كلا اسلام و مسيحيت و همه مذاهب در خطرند امام بخاطر اين ميگه حركت كنيد تا حالا هي گفتيد واي اگر خميني حكم جهادم بده تمام شده ديگه صبح هر كي بيا كنار بشينه، ديگه بايد بيرونش كنند از تو جامعه بره، محل بهش نذارند يا ما نگيم يا گفتيم دروغ نگفتيم خيانت كرديم اين هم حكم جهاد ديگه هيچ بحثي هم توش نيست
يه عده اي هستند ديديد كه از مسئولين هستند همه جا آدم خوب هست بد هم هست تو مجلس ديديد، افرادي كه در برابر امام وايستادند نزديك 70-80 نفر بودند الان موقعيت را گفتم بهتون، موقعيت همون جنگ صفينه برادرها عمر و عاص امروز يكي نيست بيش از يكي است و تو گوش ماها نخونند كه مسلمونند و ما مسلمانيم و بريم مسلمون كشي كنيم. چرا وقتي مي گرفتيمشون مي گفتند ما شيعه ايم ما فلانيم وقتي مي گرفتيم صلوات مي فرستادند مي گفتند انا شيعه انا مسلم مي گفتيم كه ما با شيعه مخالف نيستيم ما با كافر مخالفيم شما بر ضد اسلام قيام كرديد ما هم مي كشيمتون بحثي هم توش نيست. امروز در گوش ماها نخونند كه اونا مسلمونند و بچه هاي ما نرند مسلونا رو بكشند، نه!
امام ميگه كه حزب بعث اصلا عقيده اش اسلام نيست
رهبر اينها يك يهودي است یک یهودی ميتونه رهبر مسلونا باشه

برنامه ريزي دشمن (آمريكا) همين بود آمده اند يک نفر را گذاشتند تو عربستان  بعدی را گذاشتند در عراق، در كويت، همه اينها مهره هاي آمريكايند همه آنها بلااستثناء، نوكرهايي هستند كه به درد اسلامم نمي خورند بايد ريشه اینها كنده بشود، بعد از عراق هم نوبت اينها مي رسد اين نيست كه ما بگويم دست از سر عربستان مي كشيم و ما اينها را رهایشان نمي كنيم كشور مسلمان بايد دست مسلمانها باشد نه فيصل نه فهد، برادرها اين عمليات كلا امام زمان فرماندهي شو به عهده داشت و هيچ كس هيچكاره نبود. دو شب قبل از عمليات یکی از رزمندگان بنام مهدوي خواب ديده بود كه تو  نهرعلي شير كه كلاسي تشكيل دادند و حاج احمد اميني که خدا رحمتش امد بچه ها به احترامش بلند می شوند بعد يک سيدي امد دست حاج احمد را گرفت گفته حاجي بيا بريم اين اروند يک دري داره تو نمي توني واكني اين در را من باز مي كنم بيا تو رد شو برو بعدا هر كاري داشتي بيا به من بگو
مهدوي هم خدا شفاش بده الان فلجه، مي گوید من حاجي را نمي شناختم بعدا كه ديده بود گفته بود همين قيافه اي بود كه من تو خواب ديده بودم. اين امام زمان اصلا خودش توي اين عمليات به داد اين بچه ها رسيد
امام مي فرمایند: ما مكلف هستم. جوانان ما باید این جبهه را پر کنند.
امروز قضیه، قضیه از بین رفتن اسلام چه تشیع، چه تسنن و ما باید قیام کنیم و تگذاریم  دشمنان به هدفشان برسند الحمدالله تا حالا جوانها ما اقدام کرده اند و نخواهند گذاشت  لکن این دلیل نمی شود که از دیگران تکلیف سلب شود و بگویند حالا آنها که رفتند  ما دیگر کجا برویم امام می فرمایند همه باید بروند هر که می تواند باید حرکت کند.
من خودم می گوییم بر ما اشکال دارد که امام و مرجع تقلید و پیشوا حکم جهاد بدهند ما تو خانه بمانیم.
تاکیدشان بیشتر به آن دسته از افرادی هستند که نسبت به جنگ غر می زنند یعنی این افراد واجب تره باید حتما به جبهه بروند.
افرادی که مخالف این جنگ و مخالف این عملیات بودند یک عده اشان بعد از عملیات به فاو آمدند خیلی خجالت می کشیدند و جرات حرف زدن و نگاه کردن را نداشتند.
امام در قسمت دیگری می فرمایند آنهایی که حالا چه شوخی و چه جدی باعث بشوند دیگر برادرها  ناامید شوند به جبهه نروند و یا به اصطلاح تضعیف کنند اینها عاقبت بخیر نخواهند شد.
یعنی دیگر شکی نیست و جز ذلت  چیزی نصیبشان نخواهد شد. به جای اینکه بیاییم بچه ها را دلداری بدهیم و بگوییم برادر من کارهای تو را انجام می دهم من به خانواده تو رسیدگی می کنم تو به جبهه برو وقتی آمدی من به جبهه می روم.
نه اینکه بگویند فلانی اگر شهید بشوی زن و فرزندت چه می شوند، قرآن آیه دارد که می گوید به این مردم منافق بگویید اگر شما قدرتی دارید و می توانید جلوی مرگ را بگیرید چرا جلوی مرگ خودتان را نمی گیرید.
تا الان کسی بیشتر از صد سال عمر کرده همه رفتنی هستیم. پس چه مرگی از این بهتر که برای اسلام و در راه مملکتت شهید شوید این ارزش دارد این بهتر است یا اینکه گوشه خانه بیفتی و برای جابجایی است از فرغون و گلیم استفاده کنند  و دوری کنند و اطراف نیایند.
چند وقت پیش که می خواستیم اعزام شویم به چند تا از برادرها گفتیم که بیایید آنها گفتند باشد در اولین فرصت خبر می دهیم ما می دانستیم نمی آیند و به آنها گفتیم که شما جبهه بیا نیستید و نیامدند بعد از عملیات که برگشتیم و دیدیم به مشکل و گرفتاری دچار شدند اینها باید برای ما درس عبرت باشد.

مسئله دیگری که باید عرض کنم همان غنائم جنگی و چیزهایی که بدست آوردیم که مهمترین آنان بیش از 800 کیلومتر از خاک عراق می باشد که خیلی برای عراق نقطه حساس و با ارزشی است.
و بیش150 قبضه ضد هوایی که ما قبل از عملیات به هر کشوری التماس کردیم به ما نمی دادند پایگاه موشکی که تمامش با یک کلید شروع به کار می کرد رادارهای خیلی پیشرفته که اصلا نمی توانستیم راهش بندازیم و خیلی چیزها دیگر ما در این عملیات و در منطقه فاو بدست آوردیم.
خلاصه الان الحمدالله وضعیت خوب است یک حرکت دیگر لازم است.
اینجور هم نیست تا آمدی جبهه شهید شوی شهادت نصیب هر کسی نمی شود شما بیایید جبهه من تضمین می کنم هیچطور نشوید و اگر شهید هم شدی بدان خدا خواسته ات، خدا قبولت کرده، اگر دلتان، قلبتان، یک کم خراب باشه این را بدانید که شهید نمی شوید. بیایید لااقل ظاهرتان را حفظ کنیدحداقل در جامعه بتوانید سرتان را بلند کنید.
توجه داشته باشید در جبهه همه نوع کار هست، راننده می خواهد، تدارکاتی، آشپز خلاصه همه نوع کار اونجا می خواهند.
خدا شاهد است یک پیر مردی آمده بود جبهه نمی توانست  راه برود، گریه می کرد و می گفت من چکار کنم. گفتم فقط بتوانی یک دیگ بشوئی  کافیه و تو ثواب جبهه را بردی.
برادرها، شما بیائید جبهه هر کدامتان نتوانستید کاری انجام دهید قولتان می دهم آنجا بروید و بنشینید در چادر بسیجی می گذارم در اختیارتان همه کار برایتان انجام دهد شما بیائید تا حرف امام خدایی نکرده زیر پا گذاشته نشود.
در این عملیات مسئله گنگی هم برای ما داشت که شناسایی دشمن کامل نبود یعنی خیلی تلاش کردند و به نیروی هوایی گفتند یک عکس هوایی تهیه کنند اما معاون نیروی هوایی سرهنگ بابایی گفت من حرفی ندارم اگر ده تا هواپیما هم بفرستم هر ده تا را دشمن می زند چیزی حدود 30 تا سکوی موشکی در منطقه وجود دارد.
یکی از بچه های سپاه یک هواپیمای چوبی درست کرد یک متر عرض بود و نیم متر طولش و یک موتور گازی بعنوان موتور هواپیما قرار داده بود فرستادیم به منطقه دشمن ما گفتیم که زدنش صد در صده دشمن هم مرتب به طرفش تیر اندازی می کرد  اما تیر اصابت نمی کرد. رفت و عکس هوایی گرفت و برگشت. عکسهای خیلی خوبی گرفته بود. که مشکلات ما بر طرف شد.
فردا آن روز سیستم شنود ما که بی سیم های دشمن را کنترل می کرد شنود کرده بود که می گفتند ایرانیها یک هواپیما بدون سرنشین فرستانده اند و تصمیم دارند مواد منفجره همراهش بفرستند و بزنند به خط ما.
این مسائل همه اش نظر خدا بود تا ما در این عملیات پیروز بشویم.
برادرا باز هم تاکید می کنم فقط یک همت دیگر می طلبد شما حرکت کنید من قولتان می دهم از شیراز که رد شدیم دیگر خانه و زندگی یادتان برود.
والسلام.
خداوند روح  سردارشهید حاج علی محمدی را شاد فرماید
پایان

 

اضافه کردن نظر