امروز : دوشنبه   01. خرداد 1391   29. جمادي‌الثاني 1433   21. می 2012
 
 
پست الكترونيكي ارسال به دوستان
چاپ نسخه چاپی
کد خبر: 169  تاریخ انتشار:چهارشنبه ، 18 اسفند 1389 ، 21:38  تعداد بازدید: 715مرتبه

عصاره تمام جنگ و عملیاتهای ایران در جنگ با عراق عملیات کربلای 5 بود

اkamraniگر بخواهیم کربلای 5 را در یک جمله تعریف کنیم می شود گفت: عصاره تمام جنگ و عملیاتهای ایران در جنگ با عراق عملیات کربلای 5 بود. اهمیت موضوع از آنجا مشخص است که ما قرار بود عملیات کربلای 4 را انجام داده  و به اهدافی برسیم. خصوصا شرق بصره را تصرف کنیم. بنا به دلایلی که شاید مهمترین آن مصلحت خداوند بود در عملیات شکست خوردیم.

شکست هم بسیار واضح بود. با این شکست صدام شروع به عربده کشیدن کرد که ایران عملیات اصلی که می خواست انجام دهد همین بود و موفق نشدند و مانور سپاهیان همین بوده و تمام شده. همه به این نتیجه رسیده بودند که ارتش و سپاه و بسیجی ها همه باید به مرخصی بروند. بعد که برگشتند تصمیم می گیریم که چه کار کنیم.
خدا رحمت کند شهید حاج علی محمدی پور وقتی از قرارگاه برگشتند گفتند: امام دستور دادند که در یک نقطه ای باید عملیات کنیم، عملیات باید ادامه دهیم و فرصت زیادی هم نمانده
ایشان گفتند: این عملیات، عملیات بسیار سختی خواهد بود. وبا گفته ای از شهید چمران که " جنگ مرد را از نامرد مشخص می کند"  ادامه دادند که هر کس آرزوی شهادت داشته الان وقت آن رسیده که جوابش را بگیرد. کسانی که ادعا داشتند در عملیات کربلای 4 می توانستند کاری انجام دهند الان موقع آن رسیده. ایشان خیلی امیدوار بودند که این عملیات موفق آمیز خواهد بود.  
شهید حاج علی خیلی سریع  یک سری آموزش ها را شروع کردند.
یک منطقه که آب راکد و خیلی سردی بود را شناسایی کرد و لباس غواصی هم به ما دادند و آموزش ها شروع شد.
عملیات آغاز شد در این میان قبلا نبردهایی صورت گرفته بود که باعث شده بود موانعی در این قسمت وجود داشته باشد. تانکهای سوخته ، ادوات و مین های عمل نکرده و آب راکد خیلی سرد در دمایی نزدیک به یخ زدن آب.
حاج علی گفتند: حدود شصت در صد راه را می توان راست قامت رفت اما بیست در صد باقی مانده را به صورت خمیده و بقیه راه را با حالت زانوزده باید طی کرد.
رزمنده ها با لباس غواصی و داشتن تجهیزاتی به این حالتها در جایی که زمین پر از سیم خاردارو گلوله های عمل نکرده بود باید از این آب می گذشتند. اگر حاج علی قبل از عملیات ما را داخل آب سرد راکدی مانند این آب تعلیم نداده بودند عبور از این آب برای بچه ها غیر ممکن بود. آنقدر آب سرد بود که اولین لحظه ورود به آب یک شوک به بدن وارد می شد. اما چون با پیشنهاد حاج علی با لباس غواصی به آب زده بودیم تحمل سردی آب راحت تر بود. چون دمای آبی که وارد این لباس می شد کم کم به دمای بدن نزدیک تر می شد.
در اواخر جنگ اگر یک عملیات شکست می خورد بعد از گذشت 6ماه گاهی اوقات یک سال عملیات دیگری نمی شد.  امام خمینی (ره) تاکید فراوانی برانجام این عملیات در یک دوره زمانی 10 روزه داشتند.آقای هاشمی رفسنجانی که در آن زمان فرمانده جنگ بودند به قرارگاه آمده و تاکید زیادی بر این امر داشتند. فرماندهان اصرار داشتند که الان وقت کم است اما ایشان گفته بودند: چون دستور امام(ره) است باید در این 10 روز انجام شود.
زمانی که در اسارت بودم و به این موضوع فکر می کردم که به چه دلیل امام (ره) تاکید داشتند که در این 10 روز عملیات انجام شود به این نتیجه رسیدم که امام با عالم ملکوت ارتباط قوی داشته است. زمین اهواز مسطح است. یک دکل 20متری با یک دوربین می تواند حرکت هر جنبنده ای را تشخیص دهد. امام دستور داده بودند در این مدت زمان می توان ن آماده جنگ شوید. این همه نیروها جا به جا شد اگر دشمن می فهمید و توپخانه اش را متمرکز می کرد روی جاده  خرمشهر دوباره لو می رفتیم و تلفات خیلی سنگینی می دادیم. از روزی که امام دستور دادند باید تو منطقه جابه جا شوید تا 10 روز بعد یعنی  18 دی ماه مه و ابرعجیبی آسمان را فرا گرفت و هر روز باران می بارید. در روز به دلیل مه غلیظ فاصله نزدیک هم را هم نمی دیدیم. نقل وانتقالات همه انجام شد. فرماندهان یک روز وقت کم آوردند. و از امام خواستند وقت لازم داریم که برنامه ها را بازنگری  کنیم. وقی بچه ها برای شناسایی می رفتند دشمن اصلا متوجه نشده بود. دشمن هیچ تحرکی نداشت چون سرمست پیروزی کربلای 4 بود. می دانست که معمولا ایران در فاصله های زمانی کم 2بار عملیات انجام نمی دهد. اصلا فکرش را نمی کرد که ایران تو فکر عملیات باشد. سنگرها و تیربار ها همان تعداد بود. خط آرام بود.  روز 18 که فرصتی که امام (ره) برای عملیات داده بودند تمام شد آسمان صاف و آفتابی شد. توصیه شد که همه استتار و اختفا کنند. اما دشمن حساسیت نسبی نسبت به موضوع پیدا کرد. اما نمی دانست به این سرعت قرار است عملیات رخ دهد. بعدها که در اسارت نیروهای عراق بودم به این موضوع  فکر می کنم که اگر آن زمان در همان 10 روز عملیات کرده بودیم به همه اهدافمان می رسیدیم و حتما بصره فتح می شد. امام(ره) این فرصت را از جایی گرفته بود. و در این 10 روز ابر و باد و مه و خورشید به آبروی ایشان شرایط را برای ما آماده کرده بودند.
بعد از عملیات والفجر8 این عملیات پربار و موفق. بنا بر مصلحت خدا یا اینکه ما ظرفیت انجام این کار را نداشتیم به هر حال به همه اهداف نرسیدیم. امیدوارم در همه مراحل بتوانیم مطیع امر ولایت فقیه و رهبر امت باشیم. در مورد اهمیت این عملیات همین بس که اگر این عملیات انجام نمی شد صدام که سرمست و مغرور بود و از بعد تبلیغاتی برنامه هایی را علیه ایران راه انداخته بود. بعد از انجام عملیات مجموعه جزایرکوچک و بزرگی که نزدیک شرق بصره بودند و کانال ماهی که یک نقطه استراتژیک بود فتح شدند.  هر چند هم ما و هم عراق تلفات سنگینی دادیم.
راوی: حاج جواد کامرانی

 

اضافه کردن نظر